12- اصل مونالیزا
-
تاریخ: 1396/10/9 ساعت: 13:44
یه همچین صبح آخر هفته ای فقط یک نفر میتونه باعث وبلاگ نویسی بشه، دلم میخواد پیشم بودی و دستای ظریفت رو تو دستام میگرفتم و بوسه ای جانانه نثارشون میکردم، بابا دلبر، بابا خانوم، انقدر سخت گیر نباش، بزار این احساسات رو بگم، دلم تو رو میخواد، فقط تو رو، و اون خنده های ریز و اون مونالیزای شگفت انگیز، ببی...
13- یادداشت سیزدهم
-
تاریخ: 1396/10/9 ساعت: 13:44
اون روز ثانیه به ثانیه دیدار رو تو ذهنم برنامه ریزی کرده بودم، جوری مشتاق بودم و نوعی تشویش تو وجودم بود که چندین و چند سال بود سابقه نداشت، فکر می کردم برای اولین دفعه یه رابطه رو با کسی که واقعاً دوستش دارم شروع کردم و موفق شدم، فکر می کردم این موفقیت فقط به خاطر اینه که صادقانه رفتار کردم، فکر می...
14- آهنگ قدیمی
-
تاریخ: 1396/10/9 ساعت: 13:44
این آخرین تلاشمه واسه بدست آوردنت باور کن این قلب و نرو این التماس آخره چقدر می خوای تو بشکنی غرور این شکسته رو هر چی میخوای بگی بگو اما نگو بهم برو این دل و عاشقش نکن اگه منو دوست نداری راحت بگو اگه می خوای قلب منو جا بذاری دلم پر از شکایته اما صدام در نمیاد می ترسم از دستم بری کاری ازم بر نمیاد مر...
2- چرا دوستت دارم؟
-
تاریخ: 1396/8/24 ساعت: 22:36
چرا دوستت دارم؟ نمیدونم، اما اینو می دونم که وقتی خیالت باهامه همه آهنگ ها رنگ تو رو دارند، همه شعرها برای تو گفته شدن، همه چی با تو قشنگه، هر ظرافت ها آدمو یاد تو میندازه، اصلا یه چیز دیگه ای هستی خانم جان!!!برچسبها: عاشقانه های یک مرد, یک زن + نوشته شده در پنجشنبه ششم مهر ۱۳۹۶ساعت 17:5  توسط م...
3- خانم جان باز هم به خوابم بیا
-
تاریخ: 1396/8/24 ساعت: 22:36
دیشب تا صبح خوابتو دیدم، مثل خیلی از شب هایی که دغدغه زود بیدار شدن رو ندارم و آرزو میکنم بیای تو خوابم، و چه اتفاقاتی که تو خوابهای من نمی افته، طعم لب هات!!! عشقی عشق خانم جان ، عشقی عزیزممممم!!!برچسبها: عاشقانه های یک مرد, یک زن + نوشته شده در جمعه هفتم مهر ۱۳۹۶ساعت 13:4  توسط من |
4- نمیشه
-
تاریخ: 1396/8/24 ساعت: 22:36
دلم می خواد زنگ بزنم می ترسم ناراحت بشی، می خوام اس ام اس بدم که بخدا نمی تونم فراموشت کتم، هر کاری میکنم نمیشه که بدتر هم میشه، مهربون باش!!! لطفاً ... + نوشته شده در سه شنبه یازدهم مهر ۱۳۹۶ساعت 10:21  توسط من |
6- صدات زنده ام کرد
-
تاریخ: 1396/8/24 ساعت: 22:36
با اینکه با نوعی عجله تمومش کردی اما صدات زنده ام کرد، ممنون از لطف شما!!! و بعدش اینو گوش دادم: عشق..زخم عمیقی که هرگز خوب نمیشه عشقیعنی تمومه زندگیت تو آتیشه عشقاشکی که داره بی اراده میریزه عشقباغی که دیگه تا گلوت تو پاییزه عشقزندگی
8- عاشق که بشی
-
تاریخ: 1396/8/24 ساعت: 22:36
امروز 10 بار گوش دادم؛ همش تو راه بودم آخه!!! عشق که دلیل اشکات عشق که همیشه همراتشاید نمیتونی اما عشق مرحم تموم درداتعاشق که بشی حالت حال دل مجنوندست خود آدم نیست فکرت همه جا اونهعاشق که بشی مست بوی نم بارونیچشماتو که میبندی تو خاطره ه
9- اعتراف
-
تاریخ: 1396/8/24 ساعت: 22:36
وقتی پدرم از دنیا رفت تنها کسی از بچه ها که شاغل بود من بودم، با خودم عهد کردم که ار آب و گل بکشمشون بیرون، و خوب داستانهایی که شاید خیلی کلاسیک و سنتی باشه، سه تا بچه بعدی همه به دکتری از دانشگاههای خوب تهران رسیدن و با کسایی که عاشقشون
10- لحظه با تو بودن
-
تاریخ: 1396/8/24 ساعت: 22:36
تو این چند سال، لحظات با تو بودن انقدر کم و محدود بوده که فکر دیدنت برام دیوانه کننده شده، میدونی چیه هیچ وقت دیگه ای، هیچ کس دیگه ای، هیچ موضوع دیگه ای باعث نشده انقدر دست و پامو گم کنم!!! ازت ممنونم که اجازه دادی روی ماهتو ببینم اما حوا
11- جلسه نابهنگام عشق جان
-
تاریخ: 1396/8/24 ساعت: 22:36
داشتم زمین و زمان رو به هم می دوختم که همه کارها به موقع انجام بشه و ساعت 13:30 اونجا باشم، اما جلسه نابهنگام ناکامم کرد! یه حسرت دیگه هم داشتم، اون موقعی که 5 تا آپارتمان روی هم همون اطراف داشتیم تو رو نداشتم، حالا که این فرصت پیش خواهد